سخنرانی آقاي سليمان حكاكيان يهودی
به نام خدا
ضمن تشكر از دست اندركاران جشنواره انتظار كه دست به اين ابتكار جالب زده اند و با دعوت از اديان و انديشمندان مختلف، شرايط را براي بيان مشتركات توحيدي در بين اديان را فراهم ميكنند، در خواست ميكنم كه علاوه بر موضوع انتظار در ساير موارد مشترك نيز اقدام نموده و حتي درخصوص موضوعاتي كه در بين مذهب تشيع و دين يهود مطرح است نيز جلساتي برگزار گردد. خلاصه ايي از آنچه در سال قبل (اولين جشنواره انتظار) مطرح شد: در مذهب يهود ماشيح منجي انساني خواهد بود و از نسل داوود پيغمبر و ازمميزاتش روح مسيحايي و فيض از درجات نبوت است . كه به واسطه آن فيض بر ظالمان زمان مي شورد و عدل را دنيا گسترش مي دهد . البته در گذشته هم كساني از انبياء و اولياء بوده اند كه اين فيض به ايشان هم تعلق گرفته و با آن عليه ظلم و ستم قيام نموده و قوم خود را نجات داده اند. مثل داوود پيغمبر و پادشاهان صالح بني اسرائيل ، داوود پيغمبر شبها را به شب زنده داري و در روز محكم و استوار، با سياست و با كياست به حكومت داري مي پرداخت. او يك سنبل نجات بخشي است، كه اين را گئولا ميناميم، مگنول اول همان موسي(ع) بود نجات دهندهاي كه بر قوم بني اسرائيل فرستاده شد، او با ديدن تجلي الهي در بوته به رسالت برگزيده شد و از خدا خواست كه خروج بني اسرائيل را به دست برادرش هارون قرار بدهد، و ميگفت خدايا، بفرست آن را كه بايد بفرستي. يكي از مفسران دين يهود ميگويد: موسي در اين مناجات مي گويد من به شرطي اين رسالت را مي پذيرم كه نجات و رهائي بخشي براي همگان قرار داده شود ، نه منحصر به قوم بني اسرائيل . لذا در آخرين كتاب يهود در آخرين آيهاي كه به آخرين نبي يعني خضر مي رسد گفته شد كه : و اينك خضر نبي را مي فرستم قبل از آن كه روز بزرگ رستاخيز فرا برسد و او قلب پدر را به پسر و قلب پسر را به پدر باز مي گرداند و قبل از آن كه بخواهم دنيا را نجات بخشم بايد دنيا به آن مرحله رسيده باشد .
و اين بحث خلاصهاي بود در مورد نجات بخشي كه از انبياء شروع شده و به ماشيح مي رسد. و اما بحث دوم فراهم كردن شرايط ظهور است . در اين راستا اين سؤال مطرح است كه آيا ظهور منجي بشريت جبر است؟ و آيا زماني تعيين شده و كسي نمي تواند آن زمان را تغيير دهد ؟آنچه در سروده هاي حضرت سليمان مي خوانيم و از محتواي آن استنباط مي كنيم اين است كه گاهي مطلب مذكور را تاييد مي كند ولي در سروده هاي ديگر كه قويترند مطلب ديگري برداشت مي شود ، مثلا درسرود سرود ها حضرت سليمان خطاب كرد كه « اي زيباي من بيا زيرا زمستان تمام شد و باران نمي بارد و غنچه ها ظاهر شده اند و زمان سرودها رسيده است . اي كبوتر من از شكافها و ستر سنگها بيرون بيا كه شنيدن صداي تو دلپذير و ديدن تو چه زيباست . »در اين سرود كاملا عارفانه ، زمستان يعني سلطه كفر كه بايد بگذرد ، باران همان ماديت است. و منظور از غنچه ها كه مي رسند ، پيروزي بزرگ دنياست و موحديني كه شرايط ظهور را فراهم ميكنند اينها غنچه هستند . باز سؤال را تكرار مي كنيم ؛ آيا ما مي توانيم باعث تعجيل در ظهور ماشيح بشويم؟ علماي يهود گفته اند خداوند فرموده من آن خدائي هستم كه در زمان خودش تعجيل خواهم كرد و زماني تعيين شده كه اگر بشر بتواند با بازگشت به خدا و با فراهم كردن شرايط ظهور ، امر آمدن ماشيح را جلو بياندازد كه چه بهتر ولي اگر چنين نشد در آن زماني كه تعيين شده است ، ظهور واقع خواهد شد.
يكي از فلاسفه بزرگ يهود مي گويد: مگر مي شود كسي گناه كند و او ظهور كند بلكه افراد بايد شايسته ظهور ماشيح باشند، لذا همچنان كه ما انتظار مي كشيم، خداوند هم منتظر است كه ما توبه كنيم و ماشيح هم منتظر است . اين انتظار دو جانبه است و اينكه ما بايد بتوانيم زمينه ظهور ماشيح را فراهم كنيم ، يك اصل ثابت در دين يهود است .در كتاب تورات آمده است كه وقتي يعقوب به رسالت مي رسد در رويا ميبيند نردباني را كه پايهاش در زمين و انتهايش در آسمانها و فرشتگان از نردبان به بالا و پائين ميروند. وقتي مفسرين از اين ماجرا سؤال مي كنند گفته مي شود انبياء در روياي تمثيلي خود دنيا را به صورت آسمان و فرشتگان را به صورت موجودات مادي كه از بالا به پائين مي آيند، مي بينند ، و اين نردبان همان اتصال انسان با خداست و اين انسانها هستند كه با هر عمل صالح با انجام دستورات الهي، فرشتگاني را خلق مي كنند . عرفاي يهود مي گويند هر عمل صالح فرشته اي مي سازد كه آن فرشته اوج گرفته به آسمانها رفته و در آن زمان است كه عمل صالح تبديل به فرشته مي شود . آنگاه فرشته ميتواند از آسمانها فيض گيرد و اين فيض را به دنيا خاكي ما بياورد .
آري اين بشريت است چنين قدري دارد . زماني خلقت كامل شود او اشرف مخلوقات گرديد او توانست چنين اعمالي انجام دهد . او مي تواند قوانين دنيايي را به هم بريزد او حتي آسمانها را مي تواند چنين كند و مهم تر از همه اينكه او مي تواند منجي بشريت را كه به لحاظ درجات از ما فاصله دارد ، اين فاصله را كم كرده و منجي را به پايين بياورد و به انتظار ما پايان ببخشد و اين طور نيست كه جبر باشد و اين باعث شود كه ما بنشينيم و بگوييم كاري از ما ساخته نيست ما بايد صبر كنيم تا ماشيح بيايد و خود دنيا را اصلاح كند .
اگر ما همين طور به انتظار بپردازيم و فقط به اميد او باشيم شايد ظهور به درازا بكشد بنابراين ما بايد با تعاليم و رهنمودهاي انبياء و اوليا گذشته زمينه ساز ظهور او باشيم . ما بايد بدانيم كه ماشيح فقط براي پر كردن دنيا از ثروت ونعمت و سلامتي و براي از بين بردن ستمكاران و خاتمه دادن به جنگها و بيماريها ظهور نخواهد كرد . بلكه همانگونه كه در يهوديت عقلاني فلسفي آمده است با آمدن ماشيح دنيا به همان صورت قبل خواهد ماند تنها شرايط آن عرض خواهد شد يعني سلطه استكبار از بين مي رود ، عدالت اجتماعي برپا مي شود و انسان زماني كه در چنين شرايطي قرار گرفت وقتي مرفه بود ، وقتي جسمش سالم بود ، روحش نيز سالم خواهد شد و آن وقت است كه به تفكر در مورد خدا و در مورد علت و هدف آفرينش خود كه همان قرب به خداوند است ميپردازد و اين ممكن نيست مگر در زندگي مسيحايي در زماني كه ماشيح بيايد. آنوقت هدف قرب به خدا و زماني است كه بدنبال آن رستاخيز خواهد بود، و دنيا به كمال خواهد رسيد. دليل اشتياق ما به آمدن ماشيح هم همين موضوع است يعني تحقق هدف اصلي انسان كه همانا قرب به خداوند بوده و خواهد بود. انساني كه يهود مطرح ميكند انسان مختار است كه ميتواند باعث تحول جامعه خويش شود مثل يكي از عزيزاني كه آيه اي را در مقاله خود از قرآن مجيد خواند خدا هيچ قومي را تغيير نخواهد داد مگر اينكه آن خود باعث تغيير خودش بشود. دوران ظهور نيز به مفت داده نخواهد شد بايد بشر متحول گردد تا خدا به او چنين هديه ر ا بدهد. وقتي خداوند بني اسرائيل را از زير ظلم و ستم فرعونيان نجات داد و افكار شرك آلودشان را توسط موسي اصلاح كرد و تمام زمينه ها را اعم از ديدن معجزات و هدايتها وتعليم و تربيتها و ديگر شرايط را براي ايشان آماده كرد ولي زماني كه حضرت موسي آنها را به ارض موعود دعوت مي كند آنها سرباز ميزنند.
يكي از مفسرين سوال مي كند كه چرا آن خدايي كه آنقدر به آنها كمك ميكند تا زمينه سكونت قوم بنياسرائيل فراهم شود ولي در لحظه آخر به ايشان جسارت و شجاعت نميدهد كه از جنگ نهراسند و با دشمن نبرد كنند. و جواب را هم خود ميدهند كه زيرا خداوند فطرت انسان را عوض نميكند و اختيار را از او نمي گيرد. در نتيجه در اين زمانه هم اگر انسانها بخواهند ميتوانند شرايط ظهور هر چه سريعتر فراهم كرده و خداوند نيز در اين راستا به آنها كمك ميكند و اگر نه انسان خود باعث تأخير امر آمدن ماشيح خواهد بود. و اما عوامل مؤثر در امر زمينه سازي :ما يهوديان معتقديم در اين زمانه از عوامل موثر در ايجاد زمينه مناسب براي ظهور او:
1 ـ آموزش تورات و نه فقط تحت الفظي، بلكه آموزش رموز تورات كه همانا پي بردن به عمق دستورات خداوند است.
2ـ گريه، دعاي ندبه و استغاثه در نيمه شب.
3ـ اصلاح اخلاق در بين خانواده ودر جامعه: براي اينكه او بيايد بايد بشر به درجه اي برسد قلوب انسانها در خانواده و جوامع به يكديگر پيوند بخورد چون يكي از شرايط ظهور تحقيق اين امر است و بسيار جاي خوشحالي است كه رئيس جمهور محبوب ما با مطرح كردن گفتگوي اديان وتمدنها يكي از عوامل موثر در ظهور را زمينه سازي كردند.
منبع:http://www.zohoor.net
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 12:8  توسط مهدی
|