سخنرانی آقاي كشيش درمسروپ
آنچه در انديشه نجات بخشي و موعود مشترك است اينكه نجات دهنده آخر الزمان از خاندان نبوت است و اين نجاتبخش به خوي پسنديده، تقوا ، دانش و همه صفات نيكو آراسته و از بديها و زشتيها مبراست.
در كتاب مقدس 318 مرتبه در مورد مسيح ثانوي صحبت شده، يعني از هر 25 آيه، يك آيه درباره آمدن ثانوي مسيح است. به عقيده ما، مسيح خواهد آمد. مسيح يكبار قرباني شد تا گناهان را بريزد، بار ديگر ظاهر خواهد شد به جهت نجات.
جهاني كه مقارن ظهور مسيح يا بيش از آن در كتاب مقدس توصيف مي شود، مجموعه اي است كه هيچ نظمي بر آن حاكم نيست و هيچ اصلي در آن پايدار نيست . بطور كلي وصف جهان انتظار در اديان مختلف الگوي واحدي دارد ؛ جامعه اي است كه در زمينه هاي فردي ، اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي ، علمي و فرهنگي به ابتذال كشيده شده است و خرابي و تباهي در آن روز به روز بالا مي گيرد تا به اوج خويش برسد و آنگاه است كه فرج نزديك مي شود. در برابر اين نظريه، نظريه دومي نيز وجود دارد و آن اين كه زمان ظهور قبلا تعيين نشده بلكه بنا بر كردار مردم تغيير مييابد. ظهور مسيح ناگهاني و غير منتظره است و همچون رعد و برق در زير آسمان مي درخشد. ليكن چنانكه ايام نوح بود، ظهور نيز چنان خواهد بود، در آياتي مسيح ميخواهد بگويد كه وقتي شرايطي كه قبل از طوفان بر دنيا حكمفرما بود، دوباره تكرار شوند، آنوقت بدانيد كه آمدن من نزديك است، هم اينك خود شاهد هستيم كه هيچ دوره اي از تاريخ بشر مانند امروز چنين سرگرداني به خود نديده است ، مردم وقتي در شهرها جمع مي شوند گناه بيشتر است، با انقلاب صنعتي مردم به شهر ها سرازير شدند كه از مصاديق مردم قبل از طوفان است. از ديگر نشانههاي ظهور از هم پاشيدن خانواده هاست. در اين روز ها ميبينيم كه درصد طلاق چقدر بالا رفته است. امروز بچههاي زيادي وجود دارند كه گرمي و محبت خانواده و مهر مادري را نچشيدهاند و در نتيجه بچههاي خانوادههاي از هم پاشيده، به انواع شرارتها و پليديها واداشته ميشوند. نشانه بعدي، توسعه كشاورزي و پرورش حيوانات است. در زمان خود ميبينيم كه اين نشانه ديده ميشود. موسيقي نيز يكي از نشانههاي آمدن مسيح مي باشد. در مجالس عروسي و ديگر مجالس از اين قبيل تنها موسيقي و رقص و آواز است كه جاي سخنراني و تبريك گفتن ها را گرفته است و آنهم چه موسيقي هائي . البته كلام خدا استفاده درست از موسيقي را منع نميكند . نشانه بعدي ، استخراج فلز و هنر فلزكاري است كه امروز صنعت فولاد بالاترين است . نشانه بعدي كه ثابت مي كند ما در روز هاي نوح هستيم ، نشانه " قتل و خشونت" است.
آيا در تاريخ، دوراني بي رحمتر از امروز وجود داشته است؟ امروز دوران ساديسم است. ازدياد جمعيت هم يكي از نشانههائي است كه نشان ميدهد در دوران قبل طوفان هستيم در اين حالت كلمات مسيح يعني «همانطوريكه بود … به همانطور خواهد بود .» دوباره به ذهن ما آورده مي شود. از بررسي اين آيات اينطور استنباط ميشود كه جامعه امروزي شباهت هاي زيادي با جامعه قبل از طوفان دارد. مردم در زمان نوح توسط سيل نابود شدند ، چون از ورود به كشتي امتناع نمودند . بر مبناي قسمتهاي ديگر كتاب مقدس ، مردم پيش از ظهور آزمند و خود پرست و بي مهر و دور از صفات انساني و متنفر از نيكي و حريص بر خيانت و دروغ و بي خدا و خوش گذران و رياكار و دورو و ناراست و بيخرد خواهند بود و فريب شيطان را خواهند خورد و به راه او خواهند رفت .
در چنين جهاني چنين آلوده فقط شوق انتظار و بارقه اميد است كه آدميان را وادار به تحمل مي كند و آرزوي رسيدن به زندگي مطلوب آنان را زنده نگه مي دارد .
در كتاب اشعياي نبي آمده است كه ظهور در گرو خواست مردم است.
اي خداوند ! بر ما ترحم فرما. زيرا كه منتظر تو مي باشيم و هر بامداد بازوي ايشان باش و در زمان تنگي نيز نجات ما شو.
بي علاقگي مردم نشان از نزديك بودن آمدن مسيح است . چنانكه در ايام لوط اين شد. بايد اين موضوع را به خاطر سپرد كه «بابهاي 24و25 انجيل متي» كاملا وقايع زمان ظهور و آخر زمان را توصيف مي كند. بله، اينها عقايد شخصي ما نيست ، بلكه تمامي آن از كلام خداست ، كلام خدا دروغ نمي گويد .
او براي روز نجات نشانه آشكاري كه بر زبان دانيال نبي رفته است ، ياد مي كند و آن خرابي اورشليم است . پيدا شدن نشانه هاي شخصي در آفتاب و ماه و ستارگان و بروز تنگي و حيرت براي امتها نيز از علائم ظهور است .
بنا به نوشتههاي كتاب مكاشفه يوحناي رسوي، طي دوران هفت ساله پيش از ظهور جهان وضع خاصي خواهد داشت. در نخستين سال از هفت سال پيش از ظهور به ظهور مسيح دروغين (دجال) اشاره شده است كه دنيا را به خاك و خون مي كشد. به اين دليل اين دوره هفت ساله را در روي زمين دوره «مصيبت عظيم» مي خوانند. در آن روزها چنان مصيبتي به وقوع خواهد پيوست كه از ابتداي عالم ، دنيا به خود نديده است .
از رويدادهاي مهم آن زمان ، ظهور جنگ فرشتگان با اژدهاي بزرگ يعني شيطان و راندن از بارگاه كبريايي و فرو افتادنش بر زمين و ناكار شدن اوست . اين بند كشيدن و درماندگي ابليس هزار سال به درازا مي كشد. پس از هزار سال ابليس رها مي شود تا ياجوج و ماجوج را گمراه كند و از آن پس به درياچه كبريت و آتش افكنده خواهد شد و تا ابد عذاب خواهد كشيد.
منبع:http://www.zohoor.net